به گزارش میمتالز، مهرداد اکبریان، رئیس انجمن سنگ آهن ایران، در همایش «صنعت فولاد و سنگ آهن در دوران تحول» با اشاره به مباحث مطرحشده درباره صادرات محصولات زنجیره فولاد اظهار کرد: در جهت صحبتهای آقای دکتر سبحانی، اعتراضی که همیشه از سمت ما بوده، درباره یکی از بندهایی است که اگر قرار باشد به وسیله ممنوعیت یا عوارض یا قانون، محدودیتی برای صادرات محصولات زنجیره در نظر بگیریم، به نظر من چیزی که جلوی آن را میگیرد قانون نیست، عوارض نیست، بلکه تقاضاست.
وی ادامه داد: تا زمانی که ممنوعیت و عوارض وجود دارد، اگر صادرات انجام نگیرد، بخشی از تولید ما روی زمین میماند و یا اینکه تولیدکننده نمیتواند با فروش، هزینههایش را برگرداند و سرمایه در گردش را تأمین کند. در نتیجه مجبور میشود دست به دامن صادرات شود؛ با این همه مشکلاتی که شما در جریان هستید، از بستهشدن تنگه و عوارض گرفته تا هزار و یک اتفاقی که در بحث صادرات رخ میدهد. قطعاً هیچکس در این شرایط علاقهمند به انجام کار صادراتی نخواهد بود تا زمانی که بازار داخل فراهم شود.
رئیس انجمن سنگ آهن ایران افزود: من مطلبی آماده کردم در جهت اینکه بگویم در کنار تابآوری و پرداختن به آن، حرکت در جهت توسعه، به لحاظ شکلی به نظر میآید که با همدیگر یک اختلافی داشته باشند، ولی اینطور نیست؛ من اینجا ثابت میکنم که هر دوی آنها باید انجام بگیرد و با همه مشکلات یا سختیهایی که دارد، راه ما همین است. باید این را بدانیم.
اکبریان گفت: ما سالهاست درباره افزایش ظرفیت، توسعه تولید و عددهای بزرگ در صنعت فولاد صحبت میکنیم؛ اینکه چند میلیون تن تولید میکند، به چه ظرفیتی رسیدیم و قرار است در آینده به چه عددی برسیم. اما فکر میکنم امروز باید یک سؤال متفاوت و شاید مهمتر از میزان ظرفیت تولید از خودمان بپرسیم: آیا زنجیره معدن و فولاد ما واقعاً قابل اتکاست؟
وی افزود: امروز دیگر قدرت یک صنعت فقط با ظرفیت اسمی آن سنجیده نمیشود. مهم این است که این ظرفیت در شرایط واقعی اقتصاد تا چه اندازه قابلیت استمرار دارد. ما در محیطی فعالیت میکنیم که یک اختلال، حتی در نقطه کوچک از زنجیره، میتواند اثر خودش را تا انتهای آن منتقل کند؛ از استخراج در معدن و تأمین مواد اولیه گرفته تا حملونقل، انرژی، تولید در کارخانه و در نهایت بازار.
رئیس انجمن سنگ آهن ایران ادامه داد: باید از خودمان بپرسیم اگر فردا یک نهاده، یک قطعه، یک تأمینکننده و یا یک منبع انرژی از دسترس خارج شد، چه اتفاقی برای تولید ما خواهد افتاد؟ جایگزین ما چیست؟ ذخیره استراتژیک ما کجاست؟ تأمینکننده دوم داریم یا نه؟ و چه مدت میتوانیم بدون آن حلقه به فعالیت ادامه بدهیم؟ به گفته وی، این یعنی مدیریت واقعی تابآوری. اکبریان اظهار کرد: بنابراین اگر بخواهیم دقیق و شفاف بگوییم، ما امروز نیازمند یک تغییر نگاه هستیم؛ حرکت از افزایش تولید به سمت ساختن زنجیره تابآور.
وی توضیح داد: تابآوری یعنی گلوگاهها را قبل از بحران بشناسیم، نه اینکه بعد از وقوع بحران تازه به دنبال راهحل بگردیم. یعنی وابستگیهای بحرانی را مدیریت کنیم، زنجیره تأمین را متنوع کنیم و اجازه ندهیم یک اختلال محدود کل سیستم را متوقف کند.
اکبریان تأکید کرد:، اما اجازه بدهید همهجا یک نکته را روشن کنم؛ تابآوری هدف نهایی ما نیست. تابآوری حداقل شرط ادامه کار است. اگر این حداقل را نداشته باشیم، اساساً وارد بازی توسعه نمیشویم و اگر این نگاه را به توسعه متصل نکنیم، نتیجه آن فقط بقا خواهد بود، نه پیشرو؛ و این ما را به بخش دوم و بهمراتب مهمتر بحث میرساند.
وی افزود: در کنار تابآوری باید به سمت فولادی حرکت کنیم که متنوع، رقابتپذیر، فناورانه و منطبق با معیارهای روز جهان باشد؛ یعنی محصولی تولید کنیم که در بازارهای بینالمللی قابلیت عرضه داشته باشد، با کیفیت قابل قبول و قیمت رقابتی و مهمتر از همه، تحلیل مستمر و قابل اتکا. چون در تجارت جهانی فقط کیفیت محصول نیست؛ قابلیت اعتماد به تولیدکننده هم بخشی از کیفیت محصول است.
رئیس انجمن سنگ آهن ایران گفت: خریدار باید مطمئن باشد قراردادی که امروز با یک تولیدکننده ایرانی منعقد میکند، در زمان مقررات، با کیفیت مشخص و با حجم توافقشده تحویل خواهد شد. اینجاست که تابآوری مستقیماً به رقابتپذیری متصل میشود.
اکبریان ادامه داد:، اما چالش اصلی ما دقیقاً همینجاست؛ جمع کردن دو مسیر در یک زمان؛ از یکسو ایجاد تابآوری در شرایط پرریسک و پرنوسان امروز و از طرف دیگر حرکت به سمت توسعهای که دنیا آن را میپذیرد.
وی گفت: این کار سادهای نیست. به اعتقاد من یکی از پیچیدهترین مأموریتهایی است که امروز پیش روی مدیران صنعت، معدن و فولاد کشور قرار دارد. چون اگر فقط روی تابآوری تمرکز کنیم، ممکن است تمام توان خود را صرف حفظ وضع موجود کنیم و اگر فقط درباره توسعه جهانی صحبت کنیم، بدون اینکه زیرساخت و زنجیره ما تابآور باشد، اساساً امکان رسیدن به آن نقطه را نخواهیم داشت.
رئیس انجمن سنگ آهن ایران تصریح کرد: پس ما با انتخاب میان تابآوری و توسعه مواجه نیستیم؛ با الزام همزمان به هر دو مواجهیم.
وی برای تشریح این موضوع گفت: اجازه بدهید این موضوع را با یک مثال کاملاً عملیاتی باز کنیم. ما معمولاً وقتی از محدودیتهای تولید صحبت میکنیم، خیلی سریع به مساله انرژی میرسیم. قطعاً انرژی امروز یکی از مهمترین مسائل است، اما واقعیت این است که گلوگاههای زنجیره ما دیگر فقط به برق و گاز محدود نمیشود. ریسکها متعددتر و پیچیدهتر شدهاند. بعضی از آنها اتفاقاً در بخشهایی قرار دارند که کمتر دربارهشان صحبت میکنیم. برای مثال، در حوزه معدن مساله تأمین مواد ناریه (مواد منفجره)، این موضوع شاید در ظاهر یک مساله محدود عملیاتی به نظر برسد، اما در عمل میتواند به یک گلوگاه جدی در ابتدای زنجیره تبدیل شود. اگر تأمین مواد ناریه دچار اختلال شود، اولین اتفاق، کند شدن یا توقف عملیات استخراج است. اما اثر واقعی آن بسیار فراتر میرود.
وی ادامه داد: برنامه استخراج به هم میریزد، تأمین خوراک مختل میشود، زمانبندی تولید تغییر میکند، هزینههای پنهان افزایش پیدا میکند و مهمتر از همه، قابلیت پیشبینی از بین میرود. وقتی قابلیت پیشبینی از بین برود، دیگر نمیتوان برنامهریزی دقیق داشت؛ نه در معدن، نه در کارخانه و نه در بازار.
رئیس انجمن سنگ آهن ایران اظهار کرد: همین منطق درباره ماشینآلات و قطعات، حملونقل مواد اولیه، تجهیزات تخصصی و البته انرژی نیز صدق میکند. اگر هرکدام از این حلقهها به یک نقطه شکست تبدیل شوند، ظرفیت اسمی بالای ما الزاماً به معنای قدرت صنعتی بالا نخواهد بود.
وی افزود: به همین دلیل معتقدم یکی از کارهایی که امروز بنگاههای بزرگ معدن و فولاد باید انجام دهند، شناسایی نقاط شکست زنجیره است.
اکبریان ادامه داد: ما همزمان باید به چند سؤال اساسی دیگر هم پاسخ بدهیم: چطور فناوری خود را بهروز کنیم؟ چطور بهرهوری را افزایش بدهیم؟ چطور مصرف انرژی و منابع را کاهش بدهیم؟ چطور هزینه تمامشده را واقعی مدیریت کنیم؟ و چطور به سمت محصولاتی با ارزش افزوده بالاتر حرکت کنیم؟
وی گفت:، چون به اعتقاد من در سالهای آینده تعریف رقابتپذیری در صنعت فولاد تغییر خواهد کرد. دیگر فقط قیمت و کیفیت تعیینکننده نخواهند بود. میزان مصرف انرژی، شدت انتشار کربن، بهرهوری منابع، فناوری تولید و استانداردهای زیستمحیطی بهتدریج بخشی از قواعد تجارت جهانی فولاد میشوند.
رئیس انجمن سنگ آهن ایران تأکید کرد: بنابراین موضوعاتی مانند فولاد سبز یا کاهش کربن را نباید صرفاً یک بحث زیستمحیطی بدانیم. اینها در حال تبدیل شدن به موضوع اقتصادی و تجاری هستند. اگر بازارهای مقصد ما استانداردهای جدیدی تعریف کنند و ما نتوانیم خودمان را به آنها تطبیق بدهیم، حتی اگر ظرفیت تولید بالایی هم داشته باشیم، بخشی از بازارهای آینده را از دست خواهیم داد.
وی ادامه داد: واقعیت این است که دنیا منتظر ما نخواهند بود. رقبا در حال سرمایهگذاری، فناوری در حال تغییر، بازارها در حال تغییرند و استانداردها هر روز سختگیرانهتر میشوند.
اکبریان افزود: بنابراین مساله فقط این نیست که امروز چقدر فولاد تولید میکنیم؛ مساله مهمتر این است که پنج یا ۱۰ سال دیگر چه فولادی، با چه فناوری و با چه هزینهای و برای کدام بازار تولید خواهیم کرد.
وی گفت: اینجا موضوع تنوع محصول هم اهمیت پیدا میکند. اگر بخش عمده توان یک صنعت بر تولید محصولات مشابه و کمتمایز متمرکز شود، در شرایط افت تقاضا یا تشدید رقابت، آسیبپذیری آن افزایش پیدا میکند. حرکت به سمت فولادهای خاص و محصولاتی با ارزش افزوده بالاتر میتواند هم حاشیه سود را افزایش دهد و هم وابستگی ما را به رقابت صرفاً قیمتی کاهش دهد.
رئیس انجمن سنگ آهن ایران در ادامه اظهار کرد:، اما برای رسیدن به همه اینها، یک موضوع مدیریتی بسیار مهم وجود دارد؛ باید از مدیریت و سیاست مقطعی فاصله بگیریم. صنعت، معدن و فولاد را نمیتوان با تصمیمهای کوتاهمدت و واکنشهای روزمره اداره کرد.
وی افزود: سرمایهگذاری در معدن، زیرساخت انرژی و فولاد، سرمایهگذاریهای بلندمدت هستند؛ بنابراین این صنعت بیش از هر چیز به ثبات، قابلیت پیشبینی و نگاه بلندمدت در سیاستگذاری نیاز دارد.
اکبریان گفت: بنگاه اقتصادی زمانی میتواند برای فناوری جدید، توسعه معدن، نیروگاهسازی یا بازار صادراتی سرمایهگذاری کند که بتواند تا حد قابل قبولی آینده را پیشبینی کند.
وی تأکید کرد: و اینجا میخواهم روی یک جمله تأکید کنم؛ نااطمینانی خودش یک هزینه است، حتی اگر در صورتهای مالی دیده نشده باشد. هر تصمیم ناگهانی، هر تغییر غیرقابلپیشبینی و هر سیاست مقطعی، در نهایت خودش را در هزینه تمامشده، کاهش سرمایهگذاری و از دست رفتن قدرت رقابت نشان میدهد.
رئیس انجمن سنگ آهن ایران خاطرنشان کرد: به همین دلیل معتقدم تحول در فولاد فقط تحول در کارخانه نیست.
رئیس انجمن سنگ آهن ایران، در ادامه سخنان خود در همایش «صنعت فولاد و سنگ آهن در دوران تحول» اظهار کرد: باید عرض کنم که ما امروز در یک نقطه حساس ایستادهایم؛ از یک طرف باید زنجیرهمان را در برابر اختلالات مقاوم کنیم و از طرف دیگر باید مسیر توسعه جهانی را همزمان جلو ببریم و این یعنی تصمیمهای سخت، سرمایهگذاری هوشمند، مدیریت حرفهای و فناوری بهروز و مهمتر از همه، نگاه کلان به کل زنجیره.
وی افزود: اگر بخواهیم همین بحثها را در دو جمله خلاصه کنیم، تابآوری شرط ماندن است، اما کافی نیست؛ توسعه جهانی شرط پیشرفت است، اما بدون تابآوری دستنیافتنی است.
رئیس انجمن سنگ آهن ایران ادامه داد: شاید سؤال اصلی که امروز باید از خودمان بپرسیم، دیگر این نباشد که چند میلیون تن فولاد میتوانیم تولید کنیم، بلکه این باشد که چند میلیون تن فولاد رقابتپذیر میتوانیم به صورت پایدار، قابل پیشبینی و مطابق با قواعد فردای جهان تولید کنیم.
اکبریان گفت:، چون در نهایت یا زنجیرهای میسازیم که بازار، سرمایهگذار و مشتری بتوانند روی آن حساب کنند، یا باید بپذیریم که با هر اختلال، بخشی از مسیر توسعهمان متوقف خواهد شد.
منبع: اقتصادنیوز